ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
152
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
چه كار بايد بكنم و چه كار نبايد بكنم جنابعالى حق مداخله در امور مردم شهر را نداريد « 39 » زيرا كه شما فقط بايد نگران كارهاى شركت باشيد ، دربارهء رقمهائى كه نزد من است آنها مقرر مىدارند كه من ناگزيرم كه در جهت پيشبرد رفاه شهر كار كنم « 40 » و براى گرد كردن مالياتهاى اضافى يا معمولى به دستورهاى تازه نيازى ندارم . در سابق كه جهانگير مارسى « 41 » بلوچ با آدمهايش اينجا بود نايب آن زمان محمد صالح بيگ ( پشت برگ 3486 ) را واداشت كه به زور از مردم خراج بگيرد . هيچكس عليه او اعتراضى ننمود « 42 » جنابعالى مىتوانيد با رقمهاى شاه ثابت كنيد كه كاركنانى كه در زير پرچم شركت هلند زندگى مىكنند تنها به همان شركت وابستهاند « 43 » و تبعهء پادشاه ايران نيستند . اگر چنين است من گردن مىنهم . بنابراين من مىخواهم بدانم بنگ ساليها « 44 » چه رابطهاى با آن شركت دارند . « 45 » . چون هر چند دو تن از اعضاى برجستهء اين فرقه دلالان شركت هلند مىباشند و بسيارى ديگر از بنگ ساليها به شركت اميد بستهاند اينان هنوز مانند ديگران تبعهء اين كشورند همچنانكه هميشه بودهاند حالا هم هستند .
--> ( 39 ) - ولى ما در امور دلالان خود مداخله مىكنيم چون بنا به رقمهاى شاه دلالان ما از اينكه خدمتگاران شركت هلندند از پرداخت خراج به حكومت معافند بنابراين هنگامى كه مدير شركت از حقوق خود سخن مىگويد او تنها به امور شركت توجه دارد . ( 40 ) - بهتر بود نفع خصوصىاش را مطرح مىكرد . ( 41 ) - جهانگير مارسيه مير جهانگير كلانتر سندرك رك ص 87 كه اين مطلب به آنجا اشاره دارد و ص 91 به بعد در فصلى كه مربوط به سلطان محمد ميرزاست . ( 42 ) - اين يك دروغ بىشرمانهء بزرگ است چون ما در آن زمان هر روز اعتراض و شكايت مىكرديم و جهانگير از كاركنان شركت چيزى عايدش نشد يا حداقل خراج اندكى به دست آورد . ( 43 ) - نه اما ديلماجان و دلالان شركت از همهء مالياتها و خراجها معافند چنان كه در حاشيهء 39 صفحهء پيش آمده است . ( 44 ) - Bangesalies ( 45 ) - اين قبلا در آخرين يادداشت نشان داده شده است .